گاهشماری فلسفه (10): کنفوسیوس و قاعدهی زرّین اخلاق
نفوسیوس یک اومانیست بود، بدینمعناکه تمرکز اصلی او بر دغدغههای عملی انسان بود و او دربارهی امور معنوی و سرشت غایی واقعیت چندان سخن نگفته است. هستهی اصلی آموزههای کنفوسیوس با اخلاق و سیاست سروکار داشت. کنفوسیوس، از حیث اخلاق، متفکری فراتر از زمانهاش بود. یک شاهدش آموزهی «شو» (عمل متقابل) او بود.
نقل است که روزی یکی از شاگردان کنفوسیوس به نام تسهکونگ پرسید: «آیا تکواژهای وجود دارد که همچون یک قاعدهی رفتار در زیست انسان عمل کند؟» کنفوسیوس پاسخ داد که «شاید واژهی «عمل متقابل» بتواند چنین کند: با دیگران چنان مکن که نمیپسندی دیگران با تو کنند». این یکی از نخستین صورتبندیهای قاعدهی موسوم به «قاعدهی زرّین اخلاق» است. اکثر ادیان شکلی از این قاعده را دارند. عیسی شاید آشناترین روایت آن را عرضه کرده است: «همواره با دیگران چنان رفتار کن که میپسندی با تو رفتار کنند» (انجیل متی 7:12). کنفوسیوس نیز اساسا همین بینش را پنج قرن پیشتر بیان کرده است، او بیان سلبی («چنان مکن ...»)از این قاعده ارائه داده است و عیسی بیان ایجابی.

قاعدهی زرّین چه بنیادیترین قاعدهی اخلاق باشد و چه نباشد، یقینا بر مطلبی اساسی در زیست اخلاقی تأکید دارد. این قاعده نافی هر گونه بهانهجویی غیرعقلانی به صورت «انجام فعل X برای من خوب است، اما برای اشخاص دیگر نه». همچنین قاعدهی زرّین ما را به همدلی به دیگران برمیانگیزاند تا امور عالم را از نگاه آنان حس کنیم و ببینیم. این توانایی همدلی برای زیست اخلاقی انسان جنبهی حیاتی دارد.
برخی منتقدان قاعدهی زرّین اخلاق را ردّ کردهاند، زیرا به عقیدهی آنها این قاعده ما را دعوت به این میکند که میل و سلیقهی خود را به دیگران تحمیل کنیم. اما این یک برداشت نادرست است. آنچه در واقع امر از این قاعده لازم میآید این است که ابتدا بیندیشیم که راهرفتن با کفش دیگری چگونه است، سپس حسب نیازها و امیال بحق او با او رفتار کنیم. با چنین فهمی، قاعدهی زرّین ما را وادار نمیکند که امیالِ برای مثال صدمهآفرین یا غیراخلاقی دیگران را برآورده کنیم، بلکه فقط به امیال معقول و مشروع دیگران اعتنا میکنیم. این موضوع البته نیاز به قضاوت دارد و ما ممکن است در این باره دچار خطا شویم. اما این نکته دربارهی بسیاری از هنجارهای مبنایی دیگر اخلاق نیز صدق میکند.
ترجمه از
Bassham, Gregory, The Philosophy Book, 250 Milestones in the History of Philosophy, Sterling, New York, 2016.
کلمات کلیدی: کنفوسیوس، فلسفه شرق، فلسفه چین، اخلاق، قاعدهی زرّین